قهرمان ميرزا عين السلطنه
1498
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
هم مىآيم . حالا به شهر رفته است . ده در بلندى واقع شده ، پر درخت [ است . ] خانهها تكتك باصفاست . بهار اينجاها خيلى تماشا خواهد داشت . اما نعوذ بالله از تابستان كه گذر نمىشود كرد . ملك التجار خمسه حاجى ملك التجار خمسه خيلى پيرمرد است . گوشش بهشدت سنگين است . صاحب دهات خوب است . مىگويد گوش مرا ميرزا زين العابدين خان مؤتمن الاطباء اينطور كرده و هميشه فحش مىدهد . خيلى زرنگ است . در جوانى و تا هنگامى كه كر نشده بود يكى از كاركنها و ناقلاهاى خمسه بود . حاليه هم به اين پيرى باز حرّاف و نكتهسنج و زرنگ است . پنجشنبه 23 شعبان - هواى ديشب خيلى خوب بود ، باران هم آمد زمينها را طراوت داد . يك قاطر قزل شش سال رعايا تقديم آوردند . بيست تومان هم به اجزاء [ دادند ] . انتقاد اجتماعى از رسوم بعد از آنكه مملكت ما هم قانونى و قاعده پيدا كند به اين مطالب و اين قانونها سخريه مىكنند كه از اين بيچارهها مخارج گرفتيد ، ضرر زديد ، زحمت داديد ، نخوانده و بدون دعوت با جمعيتى نفهم و نادان به خانه و لانهء آنها وارد شديد ، ديگر تقديم چه بود . تقديم براى خودتان گرفتيد ، اجزاء و رسوم سفره ، رسوم كاه ، رسوم قاطر چيست . اما جواب اين است از ما بيچارهها هم به همين اسمها بلكه اضافه گرفتهاند و مىگيرند و خواهند گرفت . چهكنيم و چه چاره سازيم . و الله خداى من شاهد است هيچ راضى نيستم و يك دقيقه خوش نبودهام و ابدا اين غذاها لذت به من نداده است . از خدا خواهانيم مملكت ما هم در تحت قاعده و نظامى باشد و اين رسومات بىمعنى به كلى برداشته شود . همهكس آسوده و راحت باشد . الزين - پنبه بارى آفتاب سوزنده بود ، پنج ساعت از دسته گذشته سوار شديم . منزل الزين ده عيال منيع الدوله است . راه يك فرسنگ است . به رودخانه رسيديم . ديشب سيل آمده آب زياد و گلآلود بود . ده بيست نفر پياده . . . « 1 » حاضر بودند به سلامتى گذشتيم . از همه
--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا